امیر درخشان مي نويسد

روزگار بی پناهی

در کنار آفتابم من در این شبهای تاریک

در میان مرغزاری گم شده در راه باریک

 

دورها را می توانم با خیالاتم ببینم

با هوایی نیمه ابری با قراری گاه نزدیک

 

شبهه باران می کنم هر عابری را در خیابان

زیر چتر خاطراتی مرده از آوار تفکیک

 

مرگ بر آشفتگی ها زنده بادا مردگی ها

از تماشای دقایق بارش یکریز تاک _ تیک

 

کرم شب تابی که دارد راه و رسم زندگی را

می نویسد روی ظلمت با هزاران باور نیک

 

گاه چشمک می زند از دور تا دور

می شود از خنده ی او خنده ی الله تحریک

 

من در این گمگشتگی ها بی تو بارانی ترینم

زیر ابری تا ابد خیس زیر خاکی سردو تاریک

 

12/9/1387



نظرات (10)

امید صباغ نو:

امیر عزیزم سلام
اول عیدت مبارک
دوم اینکه شعرت عالی بود واقعا .
سوم اینکه وقت کردی یه کم دعام کن
دل گیرم و خسته
یا حق

سلام داداش امیر
شعرت خیلی خیلی زیباست ولی با صدای خودت خیلی خیلی خیلی دلنشین تر میشه .
منتظرم شعرات رو با صدای خودت باز هم بشنوم .
به امید دیدار

سپیده عسگری:

بازم سلام...
پوزش پوزش پوزش...
نظر پایینی مال من بود...
پایدار باشید

من در این گمگشتگی ها بی تو بارانی ترینم

زیر ابری تا ابد خیس زیر خاکی سردو تاریک

سلام آقای درخشان...
شعر بسیار زیبایی بود...از خوندنش لذت بردم...مخصوصا این بیت آخر که محشر بود به نظرم...
موفق و سلامت باشید دوست عزیز...
به امید دیدار...

صبای عزیزم و شمیم نازنینم خیلی ممنون از محبت و دقتتون من رو بخاطر ایرادهای تایپی ببخشید چند حرف جا مانده بود . مثل من که در رویا جا مانده ام .

سلام جناب درخشان
شعر واحساس زيبايي را به تصوير كشيديد با ذوق واستعداد خوب خود ولذت من در اين لحظه از اين همه زيبايي...

موفق وسربلند باشيد.

شمس الدین عراقی:

امیر درخشان عزیز
سلام
خوشحالم که شعر هایتان را می خوانم و برایتان آرزوی پیروزی می کنم

سلام امیر عزیز
خوبی؟
شعر قشنگی بود
من بعضی جاهاشو درک نمی کنم که البته عجیب نیس کم پیش میاد من چیزی رو درست درک کنم!
فقط مصرع سوم دورها را می توان نباید دورها را می توانم باشه؟ و همینطور مصرعی که صبای عزیز اشاره کرد البته من فکر نمی کنم خواسته باشی بنویسی شبه! ولی به هرحال این مصرع هم مثل خودم و خودت اضافه وزن داره!!! :D
موفق باشی

سلام آقای دخشان عزیز.
مثل همیشه با احساس بودو زیبا.
جسارتا فکر می کنم در بیت سوم اشتباه تایپی صورت گرفته و الف شبها زیادی است که در این صورت اینگونه می شود
شبه باران می کنم هر عابری را در خیابان..
برایتان آرزوی موفقیت دارم.
پایدار باشید

سلام آقای درخشان
مثل همیشه شعرتون خیلی دلنشین و پر احساس است همیشه قلمتان سبز و دلتان شاد .

ارسال نظر

                 

      

» امیر درخشان
» چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۷
» December 3, 2008
» تعداد بازديد: 108
» مجموع بازدید صفحات: 169240
» ليست تمام نوشته هاي امیر درخشان
» تماس مستقيم باامیر درخشان
» لينک ثابت
» « طفلک دلم ! | صفحه اصلي | بيگانه »