Ich blicke nicht gern zurück, denn ich erinnere mich
به گذشته زیاد دوست ندارم نگاه کنم، چون به یادم می آورم
Schreibe Gedanken über dich auf mein Papier
تفکراتم را راجب تو روی کاغذ می نویسم
Bin von Gefühlen wieder mal erdrückt, denn ich erinnere mich
احساسات مرا دوباره می کشند، زیرا به یادم می آورم
Und er spiegelt dein Gesicht an jeder Tür
و صورتت را روی هر دری منعکس می کند
Selbst wenn ich auch weiß wir haben uns so viel angetan
حتی وقتی می دانم ، ما هر چه کردیم خودمان کردیم
All der Zeit zum Trotz wird mir doch wieder klar
با لجاجت در تمام وقت برایم روشن میشود
Das alles ändert nichts daran, dass du mir wirklich fehlst
هیچ چیز عوض نمی شود که جای تو پیش من واقعاً خالیست
Ich begriffe nicht, warum musste ich dich verlieren
من نمی فهمم، چرا باید تو را از دست می دادم!
Das alles ändert nichts daran, dass du mir so sehr fehlst
هیچ چیز عوض نمی شود که جای تو کنارم خیلی خالیست
Könnte ich dich noch mal spüren, dich nur einmal noch berühren
کاش می توانستم یک بار دیگر تو را احساس کنم، تو را فقط یک بار دیگر لمس کنم
Ich denke nicht gern daran, es ist Vergangenheit
دوست ندارم راجبش فکر کنم، گذشته ها، گذشته
Zu viel Sehnsucht macht sich breit auf meine Gemüt
این همه اشتیاق جای زیادی را در احساسم اشغال کرده
Frag, frag nicht wer trägt die Schuld daran, es ist Vergangenheit
سوال، سوال نکن چه کسی تقصیر کار بوده، گذشته ها گذشته
Und nur ein Funke bleibt von dir der nie verglüht
و فقط نوری مثل جرقه از تو باقی می ماند که هیچ وقت خاموش نمی شود
Sag mir warum bist du nicht da?????
به من بگو چرا اینجا نیستی؟؟؟؟؟
Du fehlst mir
جایت کنار من خالیست.
ترانه ازMaya Saban
منبع: ترجمه از خودم
سلام الناز عزیزم
باز هم مثل همیشه گل کاشتی
موفق باشی گلم
سلام الناز جان
متن زیبایی بود و مسلما ترجمه بسیار زیباتر .
منتظر کارهای بعدیت هستم عزیزم .
موفق و پایدار باشی
» الناز غیابی
ترانه ي قشنگي بود بازم ادامه بدين