درخت همسايه سيب داشت
و تو در حسرت داشتن سيبي
به تماشاي درخت
و چيدم من برايت
همسايه آمد
غضبناك و ...
فرياد شنيدم
درد كشيدم
.
.
.
سالها ميگذرد
حال كه ميبينم گذشته را
تو ارزش سيب داشتن را نداشتي
كاش هرگز تمناي چشمانت را براي داشتن سيب نميديدم
---
؟؟
سلام علی جان به جمع آوای دلی ها خوش آمدی . اومیدوارم از نوشتن مطالبت در اینجا لذت ببری .
نوشته بالا هم خیلی خوب بود برای شروع
شاد و پیروز باشی
» نویسندگان مهمان
محمدی عزیز سلام
به جمع ما خوش امدی
اگر شعر عاشقی محنت بسیار کشید ایرج میرزا را خوانده باشی آنوقت از سیب چیدن برای معشوق پشیمان نمی شدی